• کاربران جاری: 5 نفر
  • بازدید های امروز: 9 مرتبه
  • بازدید های دیروز: 56 مرتبه
  • مجموع بازدید ها: 12938 مرتبه
  • وبتاک

    درباره

    شنبه ۲۸ آذر ۱۳۸۸
    اگر تو مرا اهلی کنی، هردو به هم احتیاج خواهیم داشت. تو برای من یگانه‌ی جهان خواهی شد و من برای تو یگانه‌ی جهان خواهم شد. این زندگی کسلم می کند. ولی اگر تو مرا اهلی کنی، زندگیم چنان روشن خواهد شدکه انگار نور آفتاب برآن تابیده است. آن وقت من صدای پایی را که با صدای همه‌ی پاهای دیگر فرق داردخواهم شناخت. صدا پاهای دیگر مرا به سوراخم در زیرِ زمین می رانَد ولی صدای پای تو مثل نغمه‌ی موسیقی از لانه بیرونمن می آورد.

    آدم ها دیگر وقت شناختن ِ هیچ چیز را ندارند. همه‌ی چیزها را ساخته و آماده از فروشنده ها می خرند. ولی چون کسی نیست که دوست بفروشد، آدم ها دیگر دوستی ندارند.

    آدم ها این حقیقت را فراموش کرده اند. اما تو نباید فراموش کنی. تو مسوول همیشگی آن می شوی که اهلیش کرده ای. تو مسوول گلت هستی... همان مقدار وقتی که برای گلت صرف کرده ای باعث ارزش و اهمیت گلت شده است. این راز ساده را در خاطرت همیشه نگهدار که فقط با چشم دل می توان خوب دید. اصل چیزها از چشم سر پنهان است. اصل چیزها از چشم سر پنهان است...

    2 نظر تا کنون ثبت شده است.

    #1 - حاج محمد در تاريخ 09 Apr 2010 چنين گفته است:
    Avatar

    این یک نمونه از برگه‌ی وردپرس است

    ***

    این وبلاگ با مووبل تایپ 5 راه اندازی شده

    چرا تضاد ؟ کدومی :دی

    #2 - فرهاد در پاسخي به نظر حاج محمد در تاريخ 09 Apr 2010 چنين گفته است:
    Avatar

    ممنون از گوشزدتون
    تصحیح شد...

    نظر خودتان را ارسال کنيد :