• کاربران جاری: 3 نفر
  • بازدید های امروز: 47 مرتبه
  • بازدید های دیروز: 78 مرتبه
  • مجموع بازدید ها: 9477 مرتبه
  • وبتاک

    کوکولوژی - بازی های جذاب و سرگرم کننده‌ی خودشناسی

    جمعه ۱ مرداد ۱۳۸۹
    kokology.jpgدر نمایشگاه کتاب امسال یک کتاب با طراحی جالب جلدش نظر من رو به خودش جلب کرد. اسم این کتاب کوکولوژی بود. کمی از غرفه دار درباره کتاب توضیح خواستم و غرفه دار هم با کمال آرامش توضیحات مورد نیاز رو به من داد و من هم کتاب رو تهیه کردم. این کتاب پر از بازی های جذاب و سرگرم کننده‌ی خودشناسی است که میتواند به صورت دسته جمعی بازی بشود. اما به چه صورت؟

    روز صنایع دستی را پاس بداریم

    پنجشنبه ۲۰ خرداد ۱۳۸۹
    givehصنایع دستی را گرامی بداریم که سرمایه‌های فرهنگی ما هستند.
    متاسفانه روز به روز بیشتر فرهنگ‌های خوب دیروزمان را فراموش میکنیم.
    امیدوارم روزی برسد که به فرهنگ غنی خودمان عشق بورزیم.
    موفق و پیروز باشید.

    روز مادر مبارک باد

    چهارشنبه ۱۲ خرداد ۱۳۸۹
    mother-and-child-in-the-balروز مادر بر همگی مبارک باد.
    تصویری که در این مطلب استفاده شده است، قسمتی از اثر شهراد ملک فاضلی می‌باشد.

    نمايشگاه كتاب 23 - نه چندان دلچسب

    سه شنبه ۲۱ ارديبهشت ۱۳۸۹
    book-festival-23-tehran.jpgبراي شروع نمايشگاه روزشماري مي‌كردم. خيلي دوست داشتم دوباره به نمايشگاه كتاب برم و با كتاب‌هاي جديد و انتشارات نوپا آشنا بشم. هميشه به اين فكر مي‌كردم كه نمايشگاه امسال با نظم‌تر از گذشته برگزار خواهد شد و لذت كافي رو ميبرم ولي اينطور نشد...
    وقتي براي اولين بار جمعه‌ي گذشته به مصلي رفتم در بدو ورودم به مصلي متوجه سالن‌هاي انتشارات در بالاي شبستان شدم كه برام جالب بود. كتاب‌هاي آموزشي مدارس و دانشگاهي و همچنين سالن‌هايي براي غرفه‌ي كودكان خودنمايي مي‌كردند. انصافا كه با جداسازي محيط انتشارات كودكان و درسي نظم نمايشگاه بهتر شده بود. تا اينجاي كار همه چيز خوب بود. وقتي وارد شبستان شدم احساس كردم وارد غرفه‌ي كتابهاي مذهبي شدم. كمي جستجو كردم و ديدم انتشارات معمولي هم در بين آنها پيدا مي‌شوند ولي هيچگونه جداسازي صورت نگرفته است. روز جمعه نمايشگاه خيلي شلوغ بود و جايي براي گردش نبود. پس مجبور شدم نمايشگاه را موكول كنم به امروز.

    Sin City - شهر گناه

    پنجشنبه ۱۶ ارديبهشت ۱۳۸۹
    sin cityفیلم که شروع میشود با یک صحنه‌ی جالب و ابتکاری روبرو می‌شوید. فیلمی که در نگاه اول شاید تصور کنید ساخته‌ی چند دهه قبل است ولی اشتباه نکنید، این فیلم محصول سال 2005 امریکا با بازی بروس ولیس و جسیکا آلبا است.
    کل فیلم فضایی سیاه و سفید دارد به جز برخی شخصیت ها و اشیا که به طور محسوسی در فیلم به رنگ قرمز یا رنگهای گرم دیگر درآمده‌اند. تناقضی که به نظر من یکی از نکته‌های کلیدی فیلم است. تمامی صحنه‌های فیلم کامپیوتری بوده و صحنه‌های واقعی خیلی کمی را خواهید دید.
    این فیلم روایتگر سه داستان متفاوت است که ارتباط چندانی به یکدیگر ندارند ولی به طرز قابل ملاحظه‌ای شما را به دنبال خود می‌کشند. ممکن است در اواسط فیلم کمی حوصله‌تان از دیدن آن سر برود ولی اگر هم فیلم را تا آخر نبینید همیشه ذهنتان مشغول است.
    درباره داستان فیلم توضیحی نمیدهم ولی پیشنهاد میکنم آن را ببینید.